|
وروجک
تصاویر ،شعر
بریز ای اشک ناکامی ، بریز از بیسرانجامی ، که نفرین دلی،قلبی شکسته ، پس این بیسرانجامی نشسته که آه سینه سوز مهربونی سر راه مرا از پیش بسته ، دلم رنجیده از زخم زبونها ، به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها ، خیال کردم یکی دلسوزمونه برای گریههام دل میسوزونه خیال کردم یکی داره هوای کار مارو اگه موندیم تو این کار زمونه یکشنبه 1 شهریور ماه سال 1388 :: 10:23 :: نویسنده : بهاره
هیچ کس منو دوست نداره آخه چرا؟؟!! یکشنبه 1 شهریور ماه سال 1388 :: 01:16 :: نویسنده : بهاره
تنها برای چشمان تو می نویسم که نگاهت تکراری از آسمان است… تو همانی هستی که بهار را برایم به ارمغان آوردی و من همانی هستم که به عشقت وفادار مانده ام و روزهای بی تو را در دفتر دلم شمارش کردم. .. می دانم باز بر می گردی پس چشم به در می دوزم ومنتظر می مانم... باز می گویم که دوست دارم
گرمی دستان پسر بچه ی فقیر را حس کن وسعی کن بتوانی احساس کنی گرمی دستانش چه می خواهد بگوید.
منم و تنهای منم و ویرانی منم آن زنده گور که به هر گور روم گور به گور منم آن رانده به شهر که به هر شهر روم شهر به شهر آره من دربه درم خانه به دوشم ندارم هیچ هم دمی بی کس تنها ز این دیار ز آن دیار ما به هم بر خوردیم من برای دل تو تو برای دل من کاش می شد به تو گفت که تو تنها سخن شرم منی کاش می شد به تو گفت که تو تنها برای دل نومید منی
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
زمانی میرسد که رنج مثل یک تخته سنگ روی قلبمان سنگینی می کند.وقتی امیدهایمان پیش از خودمان ازدست بروند،آن وقت دیگر برای خودمان زندگی نمی کنیم.به همان اندازه برای تماشای گلی ،بوی عطری یا رهگذری در خیابان زندگی می کنیم که برای آدمهایی که دوست داریم یا برای تمایلات شخصی مان.ما سرگردانیم. ![]() زندگی زندگی زیباست چشمی باز کن گردشی در کوچه های باغ راز کن هر که عشقش درتماشانقش بست عینک بد بینی خود را شکست علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست من میان جسمها جان دیده ام عاشق شدم جان دادم |
منوی اصلی موضوعات آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندها صفحات وبلاگ لوگو
آمار وبلاگ تعداد بازدیدکنندگان: 8828
|
|||||